در ستایش کارآفرینی سازمانی

حتی از فکر کردن به کارآفرینی سازمانی هم تنم می‌لرزد!

بعنوان کسی که در برهه‌های مخلتف زندگی‌اش هم کارآفرینی شخصی و هم کارآفرینی سازمانی را تجربه کرده، اعتقاد دارم و حتی حاضرم شهادت بدهم که کارآفرینی سازمانی، پیچیده‌تر از کارآفرینی شخصی و غیر سازمانی است.


بله! من هم قبول دارم که:

  • کارآفرین سازمانی احتمالاً تا مدت خوبی نگرانی مشکلاتی مثل هزینه‌های ثابت یا حقوق خودش را ندارد؛
  • ممکن است بتواند از مزایای وابستگی به یک سازمان بزرگ‌تر (مثل برند، یکپارچگی محصولات، منابع مشترک و …)‌ استفاده کند؛
  • و ممکن است بخاطر دسترسی به منابع دانش سازمان، مشکل کمتری برخی ابهاماتی که سایر کارآفرینان با آن روبرو هستند داشته باشد؛


اما نباید فراموش کرد که:

  • کارآفرین سازمانی برخلاف کارآفرین شخصی معمولاً اختیارات محدودتری دارد؛
  • برای تمام تصمیم‌هایی که می‌گیرد، باید به فرد یا گروهی در سازمان پاسخ‌گو باشد؛
  • در یک نظام بودجه‌بندی فعالیت و در نتیجه فرآیند جذب منابع مالی پیجیده‌تری را تجربه می‌کند؛
  • به علل مختلف نمی‌تواند آنقدر که سازمان کارآفرینش توان دارد، چابک باشد؛
  • بیش و پیش از هرچیز اعتبار خودش در سازمان را به خطر انداخته و روی شهرت سازمانی خود ریسک کرده است؛
  • و بطور خلاصه: از دید سازمان اختیارات یک کارمند (حتی ارشد) را دارد، اما انتظار از او، اغلب مانند مدیران بخش خصوصی است.


به همین خاطر است که تصور می‌کنم کار کارآفرینان سازمانی سخت‌تر و پیچیده‌تر از دیگر کارآفرینان است. اجازه دهید این نکته را هم شفاف کنم که اینجا منظورم از کارآفرین، جوانی کم‌تجربه نیست که بدون مطالعات لازم و صرفاً بر اساس یک ایده‌ی خام، کاری را شروع کرده و احتمالاً بخاطر مشکلات مرتبط با نقدینگی است که شکست می‌خورد. کارآفرین سازمانی ما، کسی است که احتمالاً در خارج از سازمان هم می‌توانسته به‌عنوان یک کارآفرین موفق باشد و حالا به هردلیل، روحیه‌ی کارآفرینی خود را در یک سازمان ارضا می‌کند.


کارآفرینان سازمانی، بیشتر از چیزی که از دور به نظر می‌رسد شایسته‌ی احترام‌اند.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedin

نهنگ‌های غیرِ قاتل

حباب قیمت بیت کوین

قیمت بیت‌کوین در وضعیت «الآن؟ … یا الآن؟» است و خیلی از تحلیل‌های مربوط به حبابی بودن این قیمت هنوز اتفاق نیفتاده‌اند.

 اخیراً مقاله‌ای از بلومبرگ را دیدم که به نظر می‌رسد در تحلیل وضعیت موجود می‌تواند راهگشا باشد. آنطور که بلومبرگ ادعا کرده، حدود ۱۰۰۰ نفر در دنیا ۴۰% از کل بیت‌کوین‌های موجود را در اختیار دارند. از این نکته، می‌شود موارد زیر را نتیجه‌گیری کرد:

 

    • شکستن حباب قیمت بیت‌کوین (اگر واقعاً حبابی در کار باشد) توسط این ۱۰۰۰ نفر کار پیچیده‌ای نیست. این افراد می‌توانند به سادگی تمام یا بخشی از ذخیره‌ی بیت‌کوین خود را به دیگران بفروشند؛ موضوعی که با توجه به دشواری‌های معدن‌کاوی (mining) بیت‌کوین، می‌تواند باعث برهم خوردن عرضه و تقاضا شده و باعث کاهش قیمت شود.

 

    • اما آیا چنین عرضه‌ای اتفاق خواهد افتاد؟ جواب منطق معمول اقتصادی به نظر من که منفی است. حداقل دو علت را می‌توان برای این نظر منفی استدلال کرد. علت اول، کاهش ارزش بیت‌کوین‌هایی است که در دست خود این افراد وجود دارد. فرض کنید تعدادی از این افراد تصمیم بگیرند بخشی از دارایی بیت‌کوینی‌شان را بفروشند. این اتفاق، احتمالاً باعث کاهش قیمت بیت‌کوین خواهد شد که به معنی کاهش داراریی فروشنده‌هاست. پس احتمالاً با فروش عمده‌ای روبرو نخواهیم بود و اگر فروشی در کار باشد، بصورت جزئی است که قدرت بر هم زدن بازار مثل حالت فروش عمده را ندارد.

 

    • علت دوم بعید بودن فروش عمده توسط «نهنگ‌ها» (دارندگان عمده‌ی بیت‌کوین) ذات معاملات بیت‌کوین است. در بیت‌کوین (مانند هر محصول دیگر بر پایه‌ی زنجیره بلوک) تمام افراد به جزئیاتی از تمام معاملات دسترسی دارند. پس اگر عده‌ای تصمیم به فروش عمده گرفته و این کار باعث کاهش ارزش شود، شناسایی آنها برای همه ممکن است. آیا اگر شما نهنگ بودید، ریسک کاهش اعتبارتان در بازار یا حتی به خطر افتادن جان‌تان با چنین تصمیمی را قبول می‌کردید؟ تا از موضوع نهنگ‌ها دور نشده‌ایم این را هم باید گفت که با توجه به اینکه عده‌ای بخاطر داشتن دارایی بیت‌کوینی زیاد به هرحال می‌توانند روی ارزش آن تأثیر بگذارند (هرچند در بالا استدلال شد که این کار بعید است)، شاید بتوان نتیجه گرفت که بیت‌کوین یا ارزهای مشابه آن آنقدر که از دور به نظر می‌رسند بدون کنترل نیستند. از کنار این موضوع، به آرامی می‌گذریم.

 

    • نکته‌ی دیگری که نباید آن را فراموش کرد، به ذات غیرمتمرکز بیت‌کوین بر می‌گردد: هنوز هیچ قانون معاملاتی محکم و همه‌گیری در مورد بیت‌کوین وجود ندارد؛ پس همان‌طور که ارزش بیت‌کوین با چنین سرعتی بالا می‌رود، ممکن است با سرعت بیشتری پایین بیاید و هیچ مکانیسم حمایت‌کننده‌ای در مورد خریداران بیت‌کوین (یا لااقل آن دسته‌ای که ماینر حرفه‌ای نیستند و بیت‌کوین را برای سرمایه‌گذاری می‌خرند) برای کاهش سریع ارزش آن (مشابه آنچه در بورس می‌بینیم) وجود نخواهد داشت. به بیان دیگر، ریسک سقوط ارزش بیت‌کوین، بخاطر غیر قابل کنترل بودن آن اصلاً پایین نیست. البته اخیراً خبرهایی مبنی بر پذیرش بیت‌کوین در بورس یا معاملات آتی به گوش می‌رسد. با این وجود، این موضوع هنوز در بورس ایران شکل قانونی پیدا نکرده و در نتیجه امکان ضرر ناشی از سقوط قیمت به‌شدت وجود دارد.

 

قصد من، استدلال برای پیش‌بینی سقوط قیمت بیت‌کوین نبود. اصولاً من نه دانش و نه تجربه‌ای در این زمینه ندارم. با داشتن دانش اندکی در مورد مکانیزم‌های موجود در بازار می‌توان تحلیل مشابهی (برای هر کالایی و نه صرفاً بیت‌کوین) ارائه داد.

با وجود این نکات، آیا شما ریسک سرمایه‌گذاری روی بیت کوین را می‌پذیرید؟

Facebooktwittergoogle_pluslinkedin