کم شاخ و دم!‏

دزدی, دزدی از مشاوران

الزاماً ربطی به دنیای کسب و کار ندارد؛ حتی به پیچیدگی‌های اخلاق در جوامع مختلف هم زیاد مرتبط نیست: بعضی هنجارها هستند که همه‌جا ناپسندند و بعضی دیگر، همه جا و پیش همه‌کس، پسندیده؛ فقط مصداق‌ها و تعبیر و تأویل‌هاست که فرق می‌کند.

اجازه بدهید مثال بزنم: بعید می‌دانم دروغ گفتن در فرهنگی امر پسندیده‌ای باشد که هیچ، اغلب آن را مذمت هم می‌کنند. اما بعضی مصداق‌ها هستند که باعث می‌شود بعضی دروغ گفتن‌ها آن‌قدر که از دور به نظر می‌رسند، بد نباشند. دروغ‌هایی که آنها را با «مصلحت‌آمیز» بودن و «این که دروغ گفتن نیست، راست نگفتن است» توجیه می‌کنند و می‌کنیم. البته شخصاً باور دارم (و شاید همیشه نتوانم به این باورم متعهد باشم) که دروغ، دروغ است، حتی اگر رنگ سفید رویش بپاشند و طیب و طاهر نشانش بدهند!

تکلیف بعضی هنجارهای دیگر از پیش مشخص است و حتی اتفاق‌نظر خوبی روی مصادیق آن وجود دارد. مثلاً دزدی‌کردن، به هرشکلی که باشد مذموم است. شکر خدا لااقل در ایران مصداق‌های عینی دزدی که قبلاً کسی آنها را به‌عنوان یک ناهنجاری قبول نداشت هم در حال اصلاحند؛ چیزهایی مثل دانلود غیرقانونی فیلم، سریال و موسیقی‌های ایرانی که امکان خرید راحت آنها وجود دارد و خداوکیلی با هیچ توجیهی نمی‌شود سرقت (انگلیسی‌ها می‌گویند piracy) آنها را توجیه کرد.

ولی در همین دنیا، مصداق‌های دزدی آشکاری وجود دارند که ممکن است به «پُر شاخ و دم»ی دزدی آثار فیزیکی یا دیجیتالی کسی نباشند، اما به هرشکل دزدی‌اند؛ دزدی‌هایی که من دوست دارم اسم آنها را «کم شاخ و دم» بگذارم.

اجازه دهید ماجرایی که برای مشاوران این مرز و بوم مدام تکرار می‌شود را به‌عنوان مثالی از این دزدی‌های کم شاخ و دم ذکر کنم. فرض کنید شما مشاوری هستید با ده سال سابقه‌ی کاری که این مدت، باعث انباشت تجربه‌ای در شما شده. این تجربه، چیزی فراتر از کتاب‌هایی است که خوانده‌اید و مثلاً درس‌هایی که از هم‌صحبتی با فلان استاد مطرح صنعتی که در آن مشغول به کار هستید را هم شامل می‌شود. چنین تجربه‌ای به شما این توانایی را بخشیده که بتوانید از دل داده‌ها، اطلاعاتی را شناسایی کنید و با استفاده از آن اطلاعات، تحلیل کنید. کاری که ذاتاً به شدت ارزشمند و حتی گران است.

نوشتن پروپوزال

در چنین شرایطی، کارفرمایی از شما تقاضای نوشتن یک پیشنهادیه (همان پروپوزال خودمان) را می‌کند. شما با تجربه‌ای که دارید، اطلاعات مربوطه را جستجو می‌کنید (یا شاید از پیش آنها را در آرشیو خودتان دارید)، تحلیل می‌کنید، راه‌کار می‌دهید، محاسبه می‌کنید و نهایتاً‌ در قالب چند صفحه آنها را به کارفرما ارائه می‌دهید. چند وقتی پیگیر پروپوزال هستید، اما پاسخی نمی‌آید. ناگهان یک روز می‌بینید کارفرمای محترم، آگهی درخواست پروپوزال درباره‌ی همان موضوع را به‌صورت رسمی منتشر کرده است. آنچه در این آگهی از دیگران خواسته شده، عملاً تکمیل کاری است که شما انجام داده‌اید. به بیان فنی‌تر، پروپوزال شما تبدیل به RFP (مستند درخواست پروپوزال، Request For Proposal) شده است. یعنی شما به هوس گرفتن یک پروژه، کاری را برای کارفرما انجام داده‌اید و کارفرما نه تنها آن کار را به شما نداده، که از نتیجه‌ی کار شما به‌صورت رایگان استفاده کرده و آن را تبدیل به مبنایی برای درخواست کار از دیگران کرده است.

غیرمشاورها ممکن است با خودشان فکر کنند که اینقدر مته به خشخاش گذاشتن هم زیاده‌روی است. اما به‌عنوان کسی که چند سالی در حوزه‌ی مشاوره در صنایع مختلف مشغول به کار بوده، دوست دارم اطمینان بدهم که این کار، قطعاً و رسماً‌ دزدی است. دزدی از دانش، اطلاعات،‌ تجربه و توان تحلیلی که شما در طول سال‌های کارتان کسب کرده‌اید و چکیده‌ای از آن را روی کاغذ آورده‌اید. اگر دیگران وقت، انرژی و پول‌شان را روی تولید یک محصول فیزیکی یا دیجیتالی می‌گذارند، مشاورها هم وقت، انرژی و پول‌شان را صرف تولید مستنداتی می‌کنند که می‌تواند (و باید) پایه‌ای برای اجرای یک پروژه باشد.

برای جلوگیری از این اتفاق، هیچ راه‌کاری جز تعهد کارفرما وجود ندارد. پس لطفاً لااقل شما از دزدهای کم شاخ و دم نباشید!

Facebooktwittergoogle_pluslinkedin

2 thoughts on “کم شاخ و دم!‏

  • ۱۳۹۶/۰۶/۱۳ at ۰۷:۵۴
    Permalink

    حتما قبل از ارایه هر سندی چه شفاهی و چه کتبی که احتمال میدهید کسی از ان سو استفاده کند
    NDA
    امضاء کنید با طرف مقابل

    Reply
    • ۱۳۹۶/۰۶/۲۸ at ۱۶:۱۴
      Permalink

      واقعیت اینه که این “تفاهم‌نامه‌ی عدم افشای اطلاعات” هم تا زمانی که طرفین واقعاً متعهد به رعایت اخلاق حرفه‌ای نباشن، راه‌حل معجزه‌گری نیست.‏

      Reply

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *