گنج‌های درون سازمانی و جهش‌های بزرگ

جهش بزرگ

چطور یک جهش بزرگ کاری اتفاق می‌افتد؟

این پرسشی است که مدت‌ها از خودم می‌پرسیدم و از وقتی که در آرنا مسئولیت توسعه‌ی کسب و کار را قبول کردم، برایم جدی‌تر و با معنی‌تر هم شد. برای پاسخ به این پرسش، از یک چیز مطمئن بودم: روش «اضافه کاری کارمندی» برای انجام جهش‌های بزرگ فایده ندارد.

اگر یک کارمند بخواهد درآمدش را زیاد کند چه روش‌هایی دارد؟ یکی از مرسوم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین روش‌ها اضافه کار کردن است: وقتی قرار است کسی با فروش مهارت‌های خودش در واحد زمان کسب درآمد کند، برای افزایش درآمد دو راه دارد: یا قیمت مهارتش در واحد زمان را بالاتر ببرد (چیزی که عملاً انجام آن بسیار سخت و از طرف بسیاری از کارفرماها غیر قابل قبول است) یا زمان بیشتری کار کند. یک معادله‌ی ریاضی ساده! بخاطر همین است که خیلی از کارمندها، برای افزایش درآمدشان وقت بیشتری را در محیط کاری صرف می‌کنند.

ولی فکر می‌کنم واضح است که این روش، برای یک «جهش کاری» زیاد مناسب نیست: یک نفر مگر چقدر می‌تواند اضافه کاری کند؟ زمان کاری هر روز را اگر ۹ ساعت بگیریم و فرض کنیم یک نفر می‌تواند (و از نظر ذهنی و جسمی هم تحمل می‌کند) که ۹ ساعت دیگر کار کند، با احتساب تمام ضرایب و در خوش‌بینانه‌ترین حالت، عدد دریافتی بیشتر از ۴ برابر نخواهد شد. من اسم این اتفاق را (که خیلی هم نمی‌تواند ادامه دار باشد)، «جهش کاری» نمی‌گذارم. جهش کاری (و درآمدی) چیزی است که احتمالاً درآمد را حداقل ۱۰ برابر خواهد کرد.

پس روش ایجاد جهش کاری چیست؟

پاسخ به این پرسش کار انصافاً سخت و پیچیده‌ای است و اصولاً اگر قرار بود همه آن را بدانند، بجای این همه ورشکست شده‌ی به زندان افتاده، الآن با انبوهی میلیونر و میلیاردر در جامعه روبرو بودیم. اما شاید بتوانم بطور خلاصه اینطور بگویم که:

۱٫ جهش کاری قاعدتاً باید در راستای مزیت رقابتی اتفاق بیافتد؛ مزیتی که واقعاً در آن برتری داریم و بخاطر آن از دیگر رقبا متمایز هستیم.

۲٫ جهش کاری احتمالاً در بازارهای فعلی اتفاق نمی‌افتد. اگر قرار بود همین بازارهای فعلی جوابگو باشند، لابد تا به حال روشی برای افزایش درآمدی حداقل ۱۰ برابری پیدا کرده بودیم.

۳٫ جهش کاری نباید همراه با سرمایه‌گذاری زیادی باشد. وقتی از جهش کاری صحبت می‌کنیم، از اتفاقی حرف می‌زنیم که با کمترین تغییر (معادل کمترین هزینه) بتوانیم محصول را به بازارهای جدید عرضه کنیم.

اگر بخواهم این سه مورد را خیلی خلاصه کنم، می‌شود این که: «برای ایجاد یک جهش کاری،‌ باید دنبال گنج درون سازمان باشیم»؛ گنجی که هم ما را از بقیه متمایز می‌کند و هم نیاز به صرف هزینه‌ی زیاد برای تغییر نداشته باشد. البته با این امیدواری که چنین گنجی موجود باشد!

فکر می‌کنم در کمتر از یک ماهی که در آرنا بوده‌ام، توانسته‌ام دو فرصت که می‌توانند «گنج‌های درون سازمان» باشند را شناسایی کنم. حالا این دیگر هنر دیگران و من است که بتوانیم این گنج‌ها را به جهش‌های بزرگ کاری تبدیل کنیم یا نه. امیدوارم زودتر این اتفاق بیافتد تا بتوانم جزئیات کار را دقیق‌تر شرح دهم.

Facebooktwittergoogle_pluslinkedin

2 thoughts on “گنج‌های درون سازمانی و جهش‌های بزرگ

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *