گران‌فروشی پنهان

تفکر خارج از چارچوب یا تفکر در چارچوب‌های جدید؟

امروز به‌صورت خیلی اتفاقی همراه همکارم متوجه شدیم که در تبلیفات سایت ۹۰ کمی گران‌فروشی کرده‌ایم. قضیه ساده است: امروز (و البته در چند روز منتهی به امروز)، رتبه (rank) سایت، ۵۶ بوده است. این به معنای آن است که تبلیغات ما، مقدار مشخصی کلیک می‌شوند؛ مقداری که برای وب‌سایت‌های هم‌رده (رنک بین ۵۰ تا ۷۰) تقریباً یکسان است.‏

اما عددی که برای تبلیغات دریافت می‌کردیم تفاوت چندانی با سایت‌هایی با رنک بالاتر (مثلاً ۲۰ تا ۳۰) ندارد. این در حالیست که آن سایت‌ها، قاعدتاً کلیک بیشتری نصیب مشتریان‌شان می‌کنند. به عبارت دیگر، ما ترافیکی که در اختیار مشتریان‌مان قرار می‌دهیم (همان تعداد کلیک روی تبلیغات‌شان) را با قیمت گران‌تری نسبت به سایت‌های دیگر می‌فروشیم!‏

شاید به همین خاطر است که بر خلاف خیلی سایت‌های دیگر، مشتری تبلیغات سایت ۹۰ اغلب برندها هستند و نه کسب و کارهای کوچک. برای برندها اینکه یک کلیک ۷۰۰ تومان تمام می‌شود یا ۱۰۰۰ تومان احتمالاً به اندازه‌ی حضور در یک سایت مشخص اهمیت ندارد؛ در حالی‌که یک کسب و کار کوچک‌تر (مثلاً یک آژانس هواپیمایی) بودجه‌ی مشخصی دارد و روی ریال به ریال نرخ بازگشت سرمایه‌گذارش‌اش در تبلیغ حساب کرده است.‏

فهمیدن همین یک نکته‌ی ساده – و البته تلاش برای حل آن – عملاً بزرگ‌ترین دستاورد امروز و درس خوبی بود که امروز یاد گرفتم.‏

Facebooktwittergoogle_pluslinkedin

نه خیلی خارج از چارچوب

امروز با یک معمای چند جانبه روبرو بودم:‏

  • سایت ۹۰ باید از ابزارهای مربوط به رسانه‌های اجتماعی استفاده کند.‏‏
  • سازمان صدا و سیما در این زمینه مقررات خاصی دارد که باعث می‌شود نتوانیم آزادانه در این حوزه فعالیت کنیم.‏
  • در حال حاضر تعداد زیادی کانال تلگرامی با سوءاستفاده از عنوان ۹۰ مشغول فعالیت هستند.‏

چه راهکاری می‌توانم پیدا کنم که این سه مورد (که در بعضی جهات با هم تناقض دارند) را همزمان حل کنم؟ برای حل مسأله به راه‌حل‌هایی رسیده‌ام؛ هرچند چون هنوز هیچکدام نهایی نشده، به لحاظ حرفه‌ای نمی‌توانم آنها را جایی خارج از آرنا فاش کنم. فقط به این نکته اشاره می‌کنم که پیدا کردن راه‌حلی که احتمال موفقیت بیشتری دارد، خیلی هم نیاز به خلاقیت نداشت!‏

Facebooktwittergoogle_pluslinkedin